سیستمهای تشخیص پلاک خودرو (LPR یا ANPR) از مهمترین کاربردهای بینایی ماشین در حوزه حملونقل هوشمند، مدیریت ترافیک و کنترل دسترسی هستند. اما عملکرد دقیق این سیستمها تنها به دوربین یا نرمافزار تشخیص کاراکتر محدود نمیشود؛ بلکه نتیجه یک معماری پردازشی چندمرحلهای و دقیق است که از لحظه ثبت تصویر تا استخراج شماره پلاک، مجموعهای از عملیات پیچیده را اجرا میکند.
شناخت معماری این سیستمها برای طراحان، مهندسان، مدیران پروژههای نظارتی و حتی متخصصان زیرساختهای هوشمند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کیفیت خروجی سیستم مستقیماً به نحوه طراحی این معماری وابسته است.
در این مقاله ساختار فنی و مراحل پردازشی سیستمهای تشخیص پلاک مبتنی بر بینایی ماشین را بهصورت کامل بررسی میکنیم.
بینایی ماشین شاخهای از هوش مصنوعی است که امکان تحلیل و درک تصاویر را برای سیستمهای کامپیوتری فراهم میکند. در تشخیص پلاک، این فناوری وظیفه دارد:
اجسام را در تصویر شناسایی کند
ناحیه پلاک را پیدا کند
کاراکترها را از پسزمینه جدا کند
متن پلاک را تفسیر کند
بنابراین پلاکخوان در واقع یک زنجیره پردازش تصویری هوشمند است، نه صرفاً یک ابزار خواندن متن.
معماری استاندارد سیستمهای LPR معمولاً شامل پنج لایه اصلی است:
دریافت تصویر
پیشپردازش تصویر
تشخیص محل پلاک
جداسازی کاراکترها
تشخیص متن پلاک
در سیستمهای پیشرفته، لایههای دیگری مانند پردازش لبه، تحلیل رفتار خودرو و یکپارچهسازی با پایگاه داده نیز اضافه میشوند.


این مرحله نقطه شروع کل فرآیند است. کیفیت داده ورودی در این بخش تعیینکننده دقت کل سیستم خواهد بود.
مهمترین عوامل مؤثر در این مرحله:
رزولوشن تصویر
سرعت شاتر دوربین
زاویه دید
شرایط نور محیط
سرعت حرکت خودرو
نویز سنسور
در کاربردهای حرفهای، تصاویر معمولاً بهصورت پیوسته یا مبتنی بر تریگر (حسگر حرکت، حلقه القایی یا تحلیل ویدیو) ثبت میشوند.
هدف از پیشپردازش، آمادهسازی تصویر برای تشخیص دقیقتر پلاک است. تصاویر خام معمولاً شامل نویز، تغییرات نور، اعوجاج و جزئیات غیرضروری هستند.
مهمترین عملیات این مرحله:
حذف نویز تصویر
افزایش کنتراست
تبدیل تصویر رنگی به خاکستری
اصلاح نور و روشنایی
تصحیح زاویه و پرسپکتیو
بهبود لبهها
پیشپردازش مناسب باعث افزایش چشمگیر دقت مراحل بعدی میشود.

در این مرحله سیستم باید محل دقیق پلاک را در تصویر شناسایی کند. این کار یکی از پیچیدهترین بخشهای معماری پلاکخوان است؛ زیرا پلاک ممکن است:
در زوایای مختلف قرار داشته باشد
بخشی از آن پوشیده باشد
در نور شدید یا کم دیده شود
با پسزمینه مشابه ترکیب شود
روشهای رایج تشخیص پلاک:
تحلیل ویژگیهای هندسی
تشخیص لبههای مستطیلی
تحلیل بافت تصویر
مدلهای یادگیری عمیق
خروجی این مرحله یک ناحیه برشخورده از تصویر است که فقط شامل پلاک میباشد.
پس از شناسایی پلاک، باید هر حرف و عدد بهصورت جداگانه استخراج شود. این فرآیند شامل:
باینریسازی تصویر
تشخیص مرز کاراکترها
حذف اجزای اضافی
جداسازی هر نماد
اگر این مرحله دقیق انجام نشود، حتی بهترین الگوریتمهای تشخیص متن نیز دچار خطا میشوند.


در این مرحله، کاراکترهای جداشده به متن قابل خواندن تبدیل میشوند. این فرآیند معمولاً با فناوری OCR (تشخیص نوری کاراکتر) انجام میشود.
روشهای مدرن از شبکههای عصبی عمیق برای افزایش دقت استفاده میکنند، بهویژه در شرایط:
فونتهای متنوع
پلاکهای آسیبدیده
کثیفی یا سایه روی پلاک
خروجی نهایی یک رشته متنی شامل شماره پلاک است.
سیستمهای نسل جدید بهطور گسترده از یادگیری عمیق استفاده میکنند. این فناوری باعث شده:
تشخیص پلاک در نور کم دقیقتر شود
پلاکهای زاویهدار بهتر شناسایی شوند
سرعت پردازش افزایش یابد
خطای تشخیص کاهش یابد
مدلهای مبتنی بر شبکههای کانولوشنی اکنون در بیشتر مراحل از تشخیص پلاک تا OCR استفاده میشوند.


در معماریهای سنتی، تصاویر برای پردازش به سرور مرکزی ارسال میشدند. اما در معماریهای جدید، بخشی از پردازش در محل ثبت تصویر انجام میشود.
مزایای پردازش لبه:
کاهش تأخیر پردازش
کاهش مصرف پهنای باند
افزایش پایداری سیستم
عملکرد سریع در محیطهای پرترافیک
طراحی این سیستمها با چالشهای فنی مهمی همراه است:
تغییرات شدید نور محیط
سرعت بالای خودرو
شرایط آبوهوایی متغیر
آلودگی و پوشش پلاک
تفاوت استاندارد پلاکها
محدودیت توان پردازشی
معماری موفق باید در برابر همه این شرایط پایدار باشد.


دو رویکرد اصلی در طراحی زیرساخت پردازش وجود دارد:
تمام پردازش در سرور مرکزی انجام میشود.
مزیت: کنترل یکپارچه
چالش: تأخیر و وابستگی شبکه
پردازش در چند نقطه انجام میشود.
مزیت: سرعت و مقیاسپذیری
چالش: مدیریت پیچیدهتر
روندهای آینده شامل موارد زیر است:
تحلیل رفتار خودرو علاوه بر خواندن پلاک
یکپارچهسازی با سیستمهای هوشمند شهری
استفاده گستردهتر از پردازش لبه
مدلهای یادگیری عمیق خودآموز
افزایش دقت در شرایط محیطی دشوار


سیستم تشخیص پلاک خودرو نتیجه یک معماری پردازشی چندلایه و پیشرفته است که از دریافت تصویر تا تحلیل متن پلاک، مجموعهای از عملیات دقیق را اجرا میکند. کیفیت عملکرد این سیستمها مستقیماً به طراحی صحیح این معماری وابسته است.
با پیشرفت هوش مصنوعی و پردازش تصویر، معماری پلاکخوانها به سمت ساختارهای هوشمندتر، سریعتر و مقاومتر در برابر شرایط محیطی پیچیده حرکت میکند.